اساسنامه

حزب مرکزی آزربایجان

فصل اول
مقدمه

در اوایل قرن بیستم و به موازات تغییرات عظیم سیاسی که در جهان در حال رخ دادن بود، جوامع ساکن در جغرافیای  ایران (ممالک محروسه) نیز دست خوش تغییرات بنیادینی شد. نمونه مترقی این تغییرات ختم به انقلاب مشروطه شد که با حضور تعیین کننده و تاثیرگذار آزربایجان به واقعیت پیوست. ولی دیری نگذشت که اهداف این انقلاب نادیده گرفته شد و پیشروان تورک این انقلاب عظیم به طرز بیرحمانه ای توسط عناصر مرکزگرا طرد و یا کشته شدند. فضای سیاسی اجتماعی متشنج که در اثر خیانت به آرمان انقلاب مشروطه بوجود آمده بود فرصتی شد برای عناصر ناسیونالیست فارس که بتوانند ایده های مرکزگرا و ضد تورک خویش را عملی نمایند. جنبش و حکومتی که به رهبری شیخ محمد خیابانی و به مرکزیت تبریز شکل گرفت در اعتراض به طرز سیاست و عدم اطاعت از قانون گروههای سیاسی مرکزگرا بود. خیابانی، در مقابل مقاومت ناحق مرکزنشینان در مقابل حاکمیت قانون و دموکراسی، تنها راه سعادت ملت آذربایجان را در جدایی از به اصطلاح مرکز تشخیص داد و اینگونه بود که دولت آزادیستان ظهور کرد. این اولین تجربه دولتداری مدرن آذربایجان در اوایل قرن بیستم بود که به طرز بیرحمانه ای به خاک و خون کشیده شد. 

در هرج و مرج سیاسی- اجتماعی بعد از انقلاب مشروطه، ناسیونالیسم فارس توانست با جلب نظر بعضی از قدرتهای بزرگ جهانی، رژیم فاشیست پهلوی را بوجود آورد که آغازگر شوونیسم نهادینه شده دولتی بر ضد ملل غیر فارس بخصوص آذربایجان بود. اصول ایدئولوژیک و نژادپرستانه دولت پهلوی به تمامی با ایده های انقلاب مشروطه در تضاد و بر علیه ملل غیر فارس بود. 

رژیم پهلوی بر اساس ایدئولوژی باستانگرایانه اش، جغرافیای تاریخی آزربایجان و هویت سیاسی-فرهنگی ملت تورک آذربایجان را مصادره کرد، منابع اقتصادی و انسانی آن را به مدت ۵۳ سال (۱۳۰۴-۱۳۵۷) به غارت برد. بزرگترین ضربه ای که رژیم پهلوی به جامعه آزربایجان زد، همانا پروژه پاکسازی حافظه تاریخی، فرهنگی و هویتی ملت تورک بود. در این راستا بود که زبان مادری میلیونها تورک آذربایجانی و دیگر ملل ساکن در مناطق تحت حکومت این رژیم ممنوع شد. همچنین با تاریخ سازی کذایی، تاریخ ملل غیر حاکم بخصوص آزربایجان به نفع تاریخ ملت فارس تغییر داده شد. نام جغرافیائی که تا آن زمان به اسم خاندانهای حاکم بخصوص تورکها (صفوی، قاجار) و با اصطلاحاتی همچون ممالک محروسه خوانده می شد به ایران تغییر داده شد. آزربایجان که تا آن زمان واحد سیاسی قدرتمندی بود به مرور زمان تحت سیاستهای تقسیمات کشوری رژیم تکه پارچه شد. همچنین در طول این سالیان، منابع اقتصادی و فرهنگی آزربایجان به یغما رفت و جمعیت عظیمی مجبور به مهاجرت از آزربایجان شد. رژیم پهلوی با اینکه تمامی امکانات سیاسی و اقتصادیش را در جهت آسیمیلاسیون ملت تورک بکار برد، ولی ریشه های تاریخی و ملی آزربایجان عمیقتر از آن بود که بتوان آن را ریشه کن کرد. 

با همه سختیها ملت تورک آزربایجان در هر فرصتی بر علیه ظلم رژیم استبدادی پهلوی دست به اعتراض زد. فرقه دموکرات آزربایجان از بطن این اعتراضات جامعه آزربایجان به ظهور رسید. تشکیل حکومت ملی آزربایجان به رهبری جعفر پیشه وری، نمونه بارزی از خواست ملت تورک آزربایجان برای احقاق حقوق ملی خود و تحقق حق تعیین سرنوشت خود بود. ولی از آنجایی که رژیم پهلوی از طرق سیاسی و دموکراتیک نمی توانست رهبران آزربایجان را به زانو درآورد دست به اشغال نظامی آزربایجان زد. در این واقعه نیز دهها هزار آزربایجانی که اکثریت آن را قشر تحصیل کرده و روشنفکر تشکیل می داد به دست ارتشیان پهلوی قتل عام شدند. حکومت ملی آزربایجان نمونه و تجربه مفیدی از دولتمداری تورکان آزربایجان در تاریخ قرن بیستم است که توانست جامعه آزربایجان را از لحاظ سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی فرسنگها به پیش برد. حکومت ملی آزربایجان بر اساس احساسات عمیق ملی تورکان آزربایجان شکل گرفت و تاثیر عمیقی بر احساسات ملی تورکان آزربایجان گذاشت که تا به امروز باقی است.  

انقلاب ۱۳۵۷ نمونه دیگری از حضور سرنوشت ساز ملت تورک آزربایجان بر علیه ظلم رژیم پهلوی است. اکثریت روایتهای تاریخی از این انقلاب بیانگر تاثیر آزربایجان بخصوص در قیام ۲۹ بهمن ۱۳۵۶ است. ملت به ستوه آمده آزربایجان در قالب گروه و احزاب سیاسی متفاوت در هر فرصتی بر ضد رژیم استبدادی پهلوی به مبارزه برخواست و در این راه خونهای بسیاری داد. قبل از آنکه این انقلاب و اهداف آن توسط خمینی و جریان بنیادگرای ولایت فقیه مصادره شود، مردم آزربایجان در کنار این انقلاب بود. ولی فردای انقلاب، وقتی ایده ولایت فقیه و جمهوری اسلامی بازنمایی شد، مردم آزربایجان اولین گروهی بودند که  برای اعتراض به پا خواستندو، سیستم ولایت مطلقه فقیه مد نظر خمینی را قبول نداشت و آن را مشروع نمی دانست. ملت تورک آزربایجان  اینبار توسط انقلابیون واپسگرایی که سراپا مسلح بودند به خاک و خون کشیده شد.

حکومت جمهوری اسلامی ایران همانند حکومت پهلوی، ابتدایی ترین حقوق انسانی، فردی و اجتماعی را از تبعه خود دریغ کرد. آزربایجان که از همان اوایل تاسیس این سیستم آن را قبول نداشت با دیگر مورد بی مهری و تبعیض سیستم مرکزگرای جمهوری اسلامی واقع شد. حقوق زبانی، فرهنگی و هویتی اش از آن سلب شد و تا به امروز با وجود اصولی همچون اصل ۱۵ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، حکومت هیچگاه اجازه تحصیل زبان تورکی را به فرزندان تورک آزربایجانی نداده است. 

امروز نیز شاهدیم که منابع اقتصادی و انسانی آزربایجان بیش از پیش توسط سیستم واپسگرای جمهوری اسلامی ایران به تاراج می رود. میزان مهاجرت مردم آزربایجان به مناطق مرکزی ایران هر روز در حال افزایش است. ناسیونالیسم و باستانگرایی که در دوره پهلوی در سیستم دولتی نهادینه شد، با انقلاب ۱۳۵۷ از بین نرفت، برعکس با تغییر رنگ اینبار در قالب جمهوری اسلامی بازتولید شد. پروژه فارسی سازی و یکسانسازی هویتی-فرهنگی اینبار در کنار ایدئولوژی دینی (شیعی) قصد ریشه کن کردن هر آنچه به نام تورک آزربایجان است دارد. 

تاریخ صد ساله آزربایجان نشان دهنده آنست که آزربایجان هیچگاه در قالب دولت مرکزی ایران نتوانسته به سعادت برسد. در دوران جمهوری اسلامی نیز ملت تورک آزربایجان به کررات بر علیه ظلم این نظام به پا خواسته است. ولی تجربه نشان می دهد نه تنها دولت، بلکه اپوزیسیون داخل و خارج همیشه قصد بایکوت و فشار مضاعف بر این ملت را داشته است. از اینرو اولین احتیاج جامعه آزربایجان رهایی از یوغ استبداد دینی و ناسیونالیسم نژادپراستانه است. 

وهر روز به این اعمال نژادپرستانه ادامه می دهند چرا که حق تعیین سرنوشت آزربایجان هنوز زیر پای شوونیسم است و ملت تورک  آزربایجان جنوبی حتی از ابتدایی ترین حق بشر مانند نوشتن و خواندن به زبان خودش محروم است. اینجاست که دلیل اصلی عقب ماندن آزربایجان جنوبی از دنیای مدرن ، جستجوی آن است.

حرکت ملی آزربایجان جنوبی در حال حاضر محور اصلی نهضت ملی ملی در ایران است ، و از بین بردن همه مواردی که به عنوان عامل بازدارنده،در ظهور آزربایجان جنوبی و دستیابی به کلیه حقوق ملی بویژه حق تعیین سرنوشت و حق حاکمیت ملی  بدل شده است.

در راستای نیاز به تشکیلات سیاسی تورکهای آزربایجان جنوبی در این مبارزات ستیزه جویانه ، حزب مرکزی آزربایجان را تأسیس نمودیم و آمادگی خود را برای همکاری با کلیه نیروهای ملی فعال درحرکت ملی را ابراز می کنیم ومعتقد هستیم رهایی ملت آزربایجان در گرو پایبندی به حق تعین سرنوشت و حق حاکمیت ملی است.

فصل دوم اساسنامه
ماده ۱- نام حزب:
حزب مرکزی آزربایجان

یک حزب  ملی- سیاسی است که برای ارتقاء حقوق بشرو حق تعیین سرنوشت در آزربایجان جنوبی وحق حاکمیت ملی آن در تلاش است. هدف آن وحدت ملی ، هویت ملی ، پیشرفت ، توسعه و رفاه تورکهای آزربایجان جنوبی است که فعالیتهای خود را مطابق با اصول حقوق بشری ،اعلامیه جهانی حقوق بشری و همچنین حق تعیین سرنوشت انجام می دهد.

ماده ۲- ساختار تشکیلاتی و وظایف سازمانی

بطور کلی حزب از دو بخش تشکیل شده است.

۱ – بخش داخلی : این بخش در جفرافیای تاریخی آزربایجان جنوبی که شامل روستا ،شهر و شهرستان می باشد ، فعالیت می کند.

۲- بخش خارجی : این بخش درخارج از مرزهای آرزبایجان جنوبی در سرتاسر دنیا فعالیت می کنند.

این دو بخش از دو مجموعه که شامل شورای مرکزی واعضای عادی هست تشکیل شده است.

البته تا تشکیل شورای مرکزی حزب ، تصویب اساسنامه و نظامنامه مدیریت حزب بر عهده هیات موسس حزب می باشد.

ماده ۳- رهبری و شورای مرکزی واعضای عادی حزب

شورای مرکزی از هفت نفراز اعضای فعال در حزب با رای اعضای حزب در کنگره عمومی  انتحاب می شوند و یک نفر با رای اعضای شورای مرکزی بعنوان رهبری حزب برگزیده می شود و یک نفر با انتخاب رهبری حزب بعنوان سخنگوی حزب انتخاب می گردد و سایر اعضا هر کدام با توجه به تخصص و استعدادهایشان مسئول کمیته های پیش بینی شده در نظامنامه حزب  می گردند. سایر اعضای حزب همراه با شورای مرکزی  بعنوان کنگره عمومی  محسوب می گردند.

تمام وظایف رهبری ، شورای مرکزی و کمیته های مربوط به حزب توسط شورای مرکزی حزب نوشته می شود و با اکثریت نسبی رای اعضای حزب در اولین جلسه کنگره عمومی تصویب می گرددو به اعضای مربوطه ابلاغ می شود.

ماده ۴- اهداف کلی حزب

هدف نهایی و بلند مدت حزب مرکزی آزربایجان دست یابی ملت تورک آزربایجان به حق حاکمیت ملی و حق تعیین سرنوشت ملی، کثرتگرا، سکولار و لیبرال است که حافظ کرامت انسانی ملت تورک آزربایجان باشد. 

  • تحقق اراده ملت تورک آزربایجان بر پایه قانون اساسی مورد تایید خود ملت
  • حکومت قانون بدون هیچ شرط و شروطی
    • برقراری سیستمی سیاسی که به حقوق سایر ملل و دول احترام بگذارد. 
    • استقرار حقوق بشر و جلوگیری از هر گونه تبعیض 
    • همکاری و اتحاد با ملل تحت ظلم ایران برای رهایی از یوغ استبداد جمهوری اسلامی
  • بر قراری نظامی لیبرال دمکراتیک که اساس آن بر پایه پلورالیسم سیاسی، سکولاریسم، رفاه اجتماعی، رفع تبعیض ملی، فرهنگی، مذهبی، جنسی و نژادی باشد.
  • تعیین زبان تورکی آزربایجانی بعنوان زبان رسمی و ارتباطی ملت
  • تأمین آزادی بیان، قلم، اندیشه و آزادی تشکلهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، صنفی و رعایت منشور حقوق بشر سازمان ملل
  • لغو اعدام
  • برقراری روابط مسالمت آمیز بر اساس احترام متقابل بین ملتهای همجوار و سایر کشورها برمبنای مصوبات سازمان ملل متحد و اعلامیه جهانی حقوق بشر.
  • احترام به مالکیت خصوصی و برقراری اقتصاد آزاد

حزب به دمكراسي به عنوان ابزارى ايده آل براى تنظيم رابطه ميان آحاد جامعه و حاكميت، طبق اصل برابرى كليه شهروندان با هر گرايش دينى، قومي، و سياسي، و نيز اصل مشاركت آزادانه آنان در تصميم گيريها و قانونگذاريهاى ضامن حقوق اساسى، اقتصادى و اجتماعى، اعتقاد راسخ دارد، كه اين اعتقاد برخواسته از اصل:  ملت منشأ مشروعيت هر حاكميتى است.

حزب براين عقيده است كه در روند شناخت و تطبيق دمكراسي، دنباله روى جوامع ديگر نمى تواند سودمند باشد، لذا بر ضرورت ايجاد طرحهاى دقيق و استراتژيهاى قابل اجراء تأكيد ورزيده، كه بتواند راه مستقلى به سوى نوعى دمكراسي بگشايد كه هماهنگ كننده اصول اساسي دمكراسي همانند حقوق فردى، ارزشهاى ديني واجتماعى، وضوابط اخلاقى جامعه، و ساختارهاى ويژه تاريخى ملت تورک آزربایجان باشد.

حزب به ضرورت جدايي نهادهاى دولت از نهادهاى دينى جهت حفظ قداست دين و پاسدارى از نقش معنوى آن در جامعه و احترام به اراده ملت ايمان دارد.

حزب عميقا معتقد به مساوات ميان زنان و مردان و مبارزه عليه تبعيضاتى است كه از مشاركت زنان در زمينه هاى مختلف جلوگيرى كرده آنان را از ميادين گوناگون دور كرده، و يا به حاشيه مى راند.

حزب أشكال مختلف تروريسم را محكوم نموده، در عين حال بر ضرورت تفاوت قائل شدن ميان تروريسم و مقاومت مشروع ملتهاى تحت اشغال و يا ملت های غیر حاکم كه براى رهائي از ظلم وستم تلاش مي كنند، تأكيد مي ورزد.

حزب به لزوم حمايت از همبستگى جامعه جهانى، و اجتناب از خشونت و زور و يا تهديد به اعمال آن در روند حل اختلافات بين المللي، و در پيش گرفتن شيوه گفتگو و تفاهم، به عنوان  زير بناى روابط بين المللي اعتقاد دارد.

حزب تلاش كامل خود در زمينه آگاهى سياسي و فراخوانى حزبى در داخل ميهن را بكار خواهد بست تا اينكه مردم را ارگانيزه كرده، سطح آگاهى آنان را بالا برده، ديناميسمى سياسي و اجتماعى ايجاد نموده، رابطه فعل و انفعال و تماس مستمر ميان شهروندان و حزب برقرار ساخته، توان درك صحيح امور، عملكرد آگاهانه و پاسخگويي به چالشهاى مبارزاتى و رهبرى حرکت، را فراهم آورده و سرانجام تمام فعالین حرکت ملی را بسيج و توانهاي درونى اش را كه نتيجه ظلم، حرمان و احساس سرخوردگى دفن گرديده، احيا كند.

حزب در راه رشد روحيه تعهد جمعى و تحكيم گرايشهاى ميهنى مبارزه ميكند، و بدين منظور احساس ودرك وحدت سرنوشت  را در ميان مردم تقويت نموده، جهت محو آثار سياستهاى شوونيستى حكومتهاى متوالى در ايران كه طى نه دهه گذشته بطور عمد سعى در نابودى هويت ملی ، فرهنگى و ميراث تاريخى آزربایجانیان داشته تلاش خواهد نمود.

حزب براى تقويت ارزشهاى دمكراتيك و اصول آن در جامعه و در نتيجه ايجاد تحولى حقيقى و عملى در راستاى دمكراسى تلاش مى نمايد.

حزب براى تحكيم و هماهنگى ميان احزاب و سازمانهاى فعال آزربایجانی و بمنظور ايجاد جبهه فراگيرى  كه توان نمايندگى هر چه گسترده تر نيروهاى سياسي و اجتماعى آزربایجان را داشته باشد، فعاليت مي نمايد.

حزب در پايان براين باور است كه گزينش و انتخاب مردم تنها داور ارزيابى هر اقدام مبارزاتى و يا تلاش سياسي است بطوريكه هر حزب و يا تشكيلات سياسي مشروعيت خود را از اينكه تا چه حد مردم به اهداف و اصول اعلام شده اش گرايش دارند از يك سو واز سوى ديگر تا چه اندازه قدرت تطبيق عملى برنامه هاى سياسي و اهداف خود را دارد كسب كند

براساس چنين اصلى، حزب در برابرملت تورک آزربایجان و تاريخ متعهد مى شود تا تلاش كامل خود را به منظور وفادارى به تعهدات و مسؤليتها مبذول داشته كليه شعارها و برنامه هاى خود را عملى ساخته در تحقيق خواسته ها و آرمانهاي ملتمان براى آزادى، عدالت، و زندگى شرافتمندانه مشاركت نمايد.

ماده ۵- خط و مشی سیاسی حزب

حزب مرکزی آزربایجان در راستای احقاق حقوق پایمال شده سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ملت تورک آزربایجان تشکیل شده است. حزب مرکزی آزربایجان با اعتقاد به حق تعیین سرنوشت ملتها وحق حاکمیت ملی، سیستم آپارتاید ایران را نامشروع می داند و بر این باور است که ملل تحت ستم جمهوری اسلامی ایران، همانند دیگر ملل متمدن دنیا مقدرات خود را با رای و خواست خود باید رقم بزنند. همچنین با باور بر اینکه بدون فعالیت سازمانی و تشکیلانی موفقیت سیاسی امکان پذیر نیست، به دنبال متشکل کردن مبارزات بر حق ملت تورک آزربایجان است. این حزب از بطن مبارزات فرزندان صادق  ملت تورک آزربایجان به پا خواسته و با خط مشی دموکراتیک و مدنی و با هدف سازمان دهی به این مبارزات تشکیل شده است.

حزب مرکزی آزربایجان تحت لوای اعلامیه جهانی حقوق بشر و در جهت توانمندسازی فعالیتهای مدنی مردم آزربایجان علیه فاشیزم و شئونیزم دولتی ایران و همچنین سیستم استعماری حاکم فعالیت خواهد کرد.

ماده ۶- برنامه های حزب

۱ – تلاش برای بالا بردن سطح آگاهی و دانش ملت تورک آزربایجان و همچنین سایر ملل جهت احقاق حقوق ملی و مبارزه برای از بین بردن بقایای سیستم و تفکر شووینیستی .

۲ – ارتباط گیری با احزاب و سازمانهای انساندوست جهانی و افشای سیاستهای شووینیستی نظام حاکم بر ایران در مورد ستمهایی که بر ملت تورک آزربایجان روا داشته میشود.

۳ – برگزاری حرکتهای اعتراضی در زمان و شرایط مقتضی برعلیه سیاست های ضد مردمی و تبعیض آمیز رژیم در آزربایجان

۴-تلاش در جهت همکاری با فعالین و احزاب حرکت ملی آزربایجان.

مبارزه برای دستیابی به حقوق ملی- اجتماعی مبارزه ای دشوار و سهمگین است. دسترسی به این حقوق زمانی میسر می شود که کلیه فعالین ملی  در تفاهم با یکدیگر اتحادی گسترده برای پیشبرد امر مبارزه ایجاد نمایند. برای رسیدن به این مهم توجه به اتحاد وسیع فعالین حرکت ملی برای دستیابی به حق حاکمیت ملی آزربایجان از اهداف استراتژی حزب می باشد.

ماده ۷- اعضاء و شرایط پذیرش

همه آزربایجانیان  می تواند به عضویت حزب در آید، در صورتی که:

  • به برنامه و اساسنامه حزب اعتقاد داشته باشد و آن را تبلیغ و ترویج نماید
  • به حق حاکمیت ملی معتقد باشد.
  • به دمکراسی و رفع تبعیض ایمان داشته باشد.
  • به سن 18 سالگی رسیده باشد
  • عضو سازمان و یا حزب دیگری نباشد
  • از طرف اکثریت اعضای تشکیلات حزبی تأیید شود.
  • دوره های آزمایشی ارائه شده توسط حزب را گذرانیده باشد.
ماده 8- وظایف اعضاء:

۱- مصوبات و تصمیم های حزب را  محترم شمرده و به آنها عمل نماید.

۲- برای حفظ وحدت سیاسی و تشکیلاتی حزب بکوشد.

۳- اسرار حزب را حفظ نماید.

۴- از دیسیپلین حزبی طبق اساسنامه پیروی کند.

۵-  برای بالا بردن دانش سیاسی واجتماعی خود بکوشد.

۶- در یکی از کمیته های حزب فعالیت نماید.

۷- رابط حزب و مردم باشد و برنامه های حزب را در میان آنها تبلیغ کند.

۸- در نشست های منظم حزبی فعالانه شرکت نماید.

۹-  حق عضویت بپردازد.

ماده 9- حقوق اعضاء:

1 عضو حزب حق انتخاب شدن در هر یک از کمیته های حزبی را دارد.

2- حق انتقاد از هر عضو و یا ارگانی را در جلسات حزبی دارد.

3- حق دارد از هر کمیته ائی به شورای بالاتر شکایت کند.

4- حق دارد نظرات خود را علنا تبلیغ کند.

5- حق ارائه نظر و پیشنهادات به تمامی کمیته های حزبی را دارد و یا

می تواند از آنها سئوال کند.

ماده 10- فعالیتهای ممنوعه:

1- عدم انجام مسئولیت.

2- رعایت نکردن به اساسنامه.

3- افشای اسرار حزبی.

4- کار شکنی در پیشبرد اهداف حزب.

5- سوء استفاده از مسئولیت حزبی.

6- سرباز زدن از شرکت کردن در جلسات حزب و یا کمیته های وابسته به آن.

ماده 11- مجازات عضو:

1- توبیخ شفاهی.

2-  توبیخ کتبی.

3- سلب مسئولیت.

4- تعلیق عضویت.

5- اخراج از حزب.

تبصره: مجازات حزبی هر عضو با اکثریت آرا تعیین می شود. عضو اخراج و یا معلق شده می تواند از ارگان بالاتر تقاضای رسیدگی کند ومی تواند این تقاضا را به کنگره نیز ارائه دهد. طولانی ترین مدت زمان تعلیق یک سال می باشد.

ماده 12- کنگره های حزب

کنگره عمومی عالیترین نهاد تصمیم گیری حزب است که هر چهار سال یکبار تشکیل می شود. کنگره با شرکت اعضای شورای مرکزی و شورای عمومی حزبی بر گذار می گردد.

کنگره فوق العاده: در صورتی شورای مرکزی نتواند مسائل حزبی را حل کندخواهان بر گذاری کنگره فوق العاده می شود. کنگره فوق العاده الزامی برای پرداختن به وظایف کنگره عادی را ندارد و فقط جهت رسیدگی به موضوعات پیشنهادی تشکیل می شود.

ماده 13- منابع مالی حزب

1- حق عضویت اعضاء.

2- عایدات بنیادها و موسسات حزبی.

3- کمک مالی اعضا، هواداران و دوستداران حزب.

4- سرمایه گذاری در پروژه های مختلف جهت بهبود وضعیت مالی حزب

ماده 14

این اساسنامه در دو فصل و 14 ماده به در ژوئن 2019 به تصویب رسیده است.